دیالوگ صمیمانه
۱. این کتاب برای شماست؟
اگر میانِ تمامِ شلوغیهای زندگی، ناگهان یک «تنهاییِ غلیظ» یقه ات را میگیرد که با هیچ همنشینی پر نمیشود؛ اگر هنوز هم در چشمِ دیگران دنبالِ آن «تأییدی» میگردی که انگار هیچوقتِ خدا به دستت نیامده؛ یا اگر با هر اشتباهِ کوچک، جوری به خودت میتازی که با بدترین دشمنت نمیکنی، این کتاب برای توست. این کتاب برای کسی است که از «بزرگ بودنِ اجباری» خسته شده و میخواهد به خانهای برگردد که هیچوقت در آن احساسِ امنیت نکرده است.
۲. کالبدشکافیِ ترجمه و نشر
نشر پیکان با این اثر، به جای کتاب، یک «قرارِ ملاقات» به تو هدیه داده است. گیتی خوشدل در این ترجمه، کلمات را از قفسِ منطق آزاد کرده و جوری کنار هم چیده که مستقیم با ناخودآگاهت حرف بزنند. او مترجمِ واژهها نیست، او مترجمِ «بغضهای فروخورده» است. متن کتاب به جای اینکه از بالا به تو نگاه کند، کنارت مینشیند و به تو اجازه میدهد که بعد از سالها، بالاخره «واقعی» باشی.
۳. چرا باید وقت بگذارید؟
پایانِ جنگِ داخلی: میفهمی که آن صدایِ برندهای که مدام در سرت میگوید «تو لایق نیستی»، متعلق به تو نیست؛ پژواکِ صداهایی است که باید به صاحبانشان پس بدهی.
کشفِ منبعِ شادیهایِ مرده: یاد میگیری که چرا تمامِ موفقیتهایت بیمزه شدهاند و چطور میتوانی دوباره آن شورِ خالصِ زندگی را از زیر آوارِ ترسها بیرون بکشی.
ترمیمِ رابطهیِ اول: تا وقتی با خودِ کوچکت آشتی نکنی، تمامِ رابطههای عاطفیات، فقط تکرارِ یک تراژدیِ قدیمی برای «دیده شدن» خواهد بود.
۴. ایستگاه بعدی
وقتی با این کتاب یاد گرفتی که به خودت «حق بدهی»، برو سراغ کتاب «تئوری انتخاب» (ویلیام گلسر) تا یاد بگیری چطور این امنیتِ درونی را به رفتارهای روزمرهات پیوند بزنی.
دیالوگ صمیمانه (تیر آخر)
رفیق، حقیقت این است: آن کودکی که سالها پیش در تاریکیِ اتاقِ خاطراتت رها کردی، نمرده است؛ او فقط «قایم شده» و دارد با خراب کردنِ لحظههایت، به تو علامت میدهد. تو نمیتوانی با نادیده گرفتنش بزرگ شوی، تو فقط «پیر» میشوی. این کتاب، جراتِ دست کشیدن از نقابِ «من خوبم» است. حاضری بالاخره آن غریبهیِ آشنا را بغل کنی و به او بگویی: «دیگه جاش امنه، من برگشتم»؟
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.