دیالوگ صمیمانه
۱. این کتاب برای شماست؟ (پایانِ معجزهی اتفاقی)
اگر هنوز منتظرید تا «نیمهی گمشدهتان» از راه برسد و با یک جرقه، تمامِ حفرههای زندگیتان را پر کند، این کتاب برای شما یک کابوسِ بیدارکننده است. اریک فروم با بیرحمیِ تمام به شما ثابت میکند که عشق یک «احساس» نیست که برایتان رخ دهد، بلکه یک «هنر» و یک «دیسیپلین» است که باید بیاموزید. این کالبدشکافی مخصوصِ خوانندهای است که شجاعتِ پذیرشِ این حقیقت را دارد: مشکلِ او در روابط، «معشوقِ نامناسب» نبوده، بلکه «ناتوانیِ خودش در دوست داشتن» است. (سطح: مخصوص کتابخوانهای حرفهای که از بازیهای عاطفی خسته شدهاند)..
۲. کالبدشکافیِ واژهها
ترجمهی پوری سلطانی در نشر مروارید، چیزی فراتر از یک ترجمهی ساده است؛ این متن حالا بخشی از میراثِ فکری ماست. سلطانی با دقتی وسواسگونه، توانسته لحنِ قاطع و در عین حال انسانیِ فروم را حفظ کند. کلمات در این ترجمه، بویِ اصالت میدهند. در حالی که نسخههای بازاریِ جدید سعی دارند متن را «روان» کنند (که اغلب به قیمتِ از دست رفتنِ عمقِ مطلب تمام میشود)، نشر مروارید همچنان آن سنگینیِ متفکرانه و ساختارِ منسجم را حفظ کرده است. این ترجمه، معیارِ سنجش برای این اثر است.
۳. چرا باید وقت بگذارید؟
(استخراج ۳ دلیل عمیق و جوهرهی زیسته)
کالبدشکافیِ تجارتِ عاطفی: درکِ این حقیقت که چقدر از رفتارهایِ بهظاهر عاشقانهی ما، در واقع یک «سرمایهگذاریِ پنهان» برای پر کردنِ تنهاییِ خودمان است. (فرو ریختنِ تصویرِ مقدسِ ایثار).
تشخیصِ وابستگی از پیوند: یاد میگیرید که مرزِ باریکِ بینِ «نیاز به دیگری» و «اشتیاق به دیگری» کجاست و چرا اکثرِ روابطِ ما با اولین تندبادِ مخالف، فرو میریزند.
جراحیِ ریشهی اضطراب: کشفِ این نکته که چرا حتی در صمیمانهترین لحظات، باز هم احساسِ «جدا بودن» و تنهایی میکنید و چرا هیچ معشوقی نمیتواند این حفره را برایتان پر کند.
۴. ایستگاه بعدی (مسیر مطالعه)
بعد از فروم، برای اینکه بفهمید این «هنرِ عشق ورزیدن» در دنیای مدرن و دیجیتالِ امروز با چه چالشهای ترسناکی روبروست، باید بروی سراغ کتاب «در ستایش عشق» اثر آلن بدیو یا «رنجهای ورتر جوان» تا ببینی وقتی این هنر به درستی اجرا نمیشود، چه فاجعهای به بار میآید.
💬دیالوگ صمیمانه
«بیا یکبار با خودمون روراست باشیم؛ تمامِ عمرمون رو صرفِ این کردیم که “دوستداشتنی” به نظر بیایم؛ نقاب زدیم، موفق شدیم و هزارتا ترفند یاد گرفتیم تا بقیه رو لنگِ خودمون کنیم. اما صادقانه بگو، چقدر وقت گذاشتیم تا یاد بگیریم چطور “عشق بورزیم”؟
حقیقت اینه که اکثرِ ما عاشق نیستیم، فقط معاملهگرهایِ باهوشی هستیم که اسمِ نیازهامون رو گذاشتیم عشق. واقعاً اون آدم رو دوست داری یا فقط چون تنهاییت رو پر میکنه بهش چسبیدی؟ اگه جرأت داری بفهمی کجایِ رابطههات داری تجارت میکنی و کجاش واقعاً عاشقی، این کتاب رو باز کن. پایه هستی یکبار برای همیشه با خودِ واقعیت روبرو بشی؟»
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.