دیالوگ صمیمانه
۱. این کتاب برای شماست؟ (پایانِ مخدّرِ فریب)
اگر فکر میکنید افسردهاید، جان فردریکسون به شما میگوید: «نه، تو فقط داری غمِ واقعیات را پشتِ نقابِ افسردگی دفن میکنی». این کتاب برای کسانی است که از نوازشهای بیفایدهی کتابهای زرد خسته شدهاند. اینجا با یک «چاقوی جراحی» روبرو هستید که لایهلایهی دفاعهای روانیتان را میبُرد تا به آن حقیقتی برسید که سالهاست از آن فرار میکنید. اگر هنوز میخواهید با قصههای زیبا خودتان را خواب کنید، این کتاب را باز نکنید. (سطح: مخصوص کسانی که آمادهی یک رویاروییِ خونین با خویشتن هستند).
۲. کالبدشکافی ترجمه
باید بگویم اگر این کتاب را با هر ترجمهای غیر از ترجمه علیرضا طهماسب بخوانی، عملاً وقتت را تلف کردهای.
طهماسب اصطلاحات تخصصی روانپویشی را طوری به فارسی برگردانده که نه دقت علمی فدا شده و نه روانیِ متن.
نشر نو هم مثل همیشه، کتابی را بیرون داده که میتوانی به اعتبارش تکیه کنی؛ یک سر و گردن بالاتر از زردنویسهای بازار.
چرا باید وقت بگذارید
(استخراج ۳ دلیل عمیق و جوهرهی زیسته)
۳. ارزش افزوده (جوهرهی زیسته)
بهایِ گزافِ انکار: درکِ این حقیقت که دروغ گفتن به خود، به قیمتِ «مرگِ تدریجیِ اشتیاق» و فلج شدنِ توانِ زندگی تمام میشود.
بدن به مثابهی ترازوی حقیقت: یاد میگیرید که تا وقتی جرأت نکنید خشم، میل یا سوگِ سرکوبشده را در عضلات و تنتان حس کنید، هیچ معجزهای رخ نخواهد داد.
دفاعهایِ مقدس: افشای اینکه چطور «مهربانیِ بیش از حد» یا «منطقی بودنِ افراطی»، در واقع سنگرهایِ محکمِ شما برای فرار از صمیمیت و واقعیت هستند.
ایستگاه بعدی
بعد از این، باید بروی سراغ «ژرفای زنانه» یا «عقدهها» از نشر بنیاد فرهنگ زندگی؛ تا ببینی این دروغها چطور در ناخودآگاه جمعی ما ریشه دواندهاند.
💬دیالوگ صمیمانه
ببین، حقیقتِ تکاندهندهی کتاب این است: «ما برای اینکه حقیقت را نبینیم، به خودمان شلیک میکنیم». تمامِ این سالها که فکر میکردی داری منطقی رفتار میکنی، در واقع داشتی به خودت شلیک میکردی تا آن زخمِ قدیمی دهان باز نکند. حالا صادقانه بگو: کدام بخش از وجودت است که اگر همین الان شمشیرِ حقیقت را به سمتش بگیری، صدایش درمیآید؟ میخواهی تا آخرِ عمر با این «مُسکنهای دروغین» زندگی کنی یا جرأت داری یکبار برای همیشه با دردی که تو را به آزادی میرساند، روبرو شوی؟
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.